هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

634

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

به بوى آن‌كه گذارى كنى به خيل اسيران * ذليل و خوار به هرسو اسيروار نشستيم به چاه حرص و هوس پاى بسته بود دل * ولى به رشتهء عشقت ز قعر چاه بجستيم به تار [ و ] پود هوس بافتيم جامهء صد رنگ * به تيغ عشق توان تاروپود را بگسستيم نظام ، عُمر ز پنجه « 1 » گذشت ، بار نبستى * دريغ از اين همه غفلت كه باز طالب شصتيم منزل دهم : قريهء داورزن شب سه‌شنبه ، پانزدهم [ شعبان 1301 ه . ق . ] سه [ ساعت ] از شب رفته ، حركت نموده ، چهار [ ساعت ] به دسته مانده ، به قريهء داورزن « 2 » آمديم ، كه جاى بسيار قابل ، باصفا و خوش آب و هوايى است . اشجار و آب‌هاى زياد دارد . [ در ] تابستان ، منزل كردن در اين‌جا از مزينان بهتر است ، كه مزينان هوايش گرم مىشود . وقت رفتن كه هوا سرد بود ، [ در ] آن‌جا منزل كرده بوديم . منزل يازدهم : عباس‌آباد شب چهارشنبه ، شانزدهم [ شعبان 1301 ه . ق . ] از داورزن دو ساعت رفته حركت كرده ، به قريه عباس‌آباد وارد شديم . در باغچه منزل شد . جناب مستطاب شريعتمدار ، آقاى حاجى ميرزا حبيب اللّه مجتهد رشتى - سلّمه اللّه تعالى - نيز به مشهد مقدس روانه بودند . پشت ديوار منزل ما منزل داشتند . [ در ] آن‌جا ملاقات شد . ايشان هم تشريف آوردند . ساعتى در بنده منزل از هرطرف صحبت افتاد . نسخهء كشكول تأليف داعى در مقابل بود . نگاه كرده ، فرمودند : « اين نسخه چندى نزد من باشد . در معاودت از نجف اشرف مىفرستم . » نسخه را بردند . بعد از مدتى كه معاودت فرمودند ، از نجف اشرف نسخه را فرستادند . جناب معظّم مرد مسّن معمر [ و ] ساكن نجف اشرف از اعاظم و اجلّهء علماى اعلام در

--> ( 1 ) . پنجاه . ( 2 ) . امروزه به شهر داورزن ( Davarzan ) تبديل شده و در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 710 خانوار و 2541 نفر جمعيت داشته است .